معنی زناء

معنی واژه زناء

6 بازدید
[ زِ ] (ع اِمص) به لغت نجد زنا و مجامعت با زن به حرامی. (ناظم الاطباء). رجوع به زناء (مص) شود.
[ زَ ] (ع ص) کوتاه گرداندام. || آنکه او را کمیز به شتاب گرفته باشد. یقال: رجل زناء؛ یعنی مرد تنگ آمده به قضای حاجت. فی الحدیث: نهی ان یصلی الرجل و هو زناء. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سایهٔ تنک. (منتهی الارب) (آنندراج). سایهٔ کوتاه. (ازناظم الاطباء).
[ زَنْ نا ] (ع ص) زناکار. کثیرالزناء. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ زِ ] (ع مص) پلیدکاری کردن. (ترجمان القرآن). پلیدکاری. (دهار). بی سامانی و پلیدکاری. (مجمل الغة). با زن حرام جمع آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جفت گردیدن مرد و زن بطور نامشروع. مواقعهٔ نامشروع مرد و زن مشروط بر اینکه وطی به شبهه نباشد و عمداً عمل صورت گرفته باشد. (فرهنگ فارسی معین). || به زنا نسبت کردن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید