معنی زمچک
5 بازدید
[ زَ چَ ] (اِ) پرنده ای است غیرمعلوم. (برهان) (آنندراج). زمنج. (فرهنگ رشیدی). پرندهٔ کوچک. (ناظم الاطباء). رَخمَه . (مهذب الاسماء، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زمنج شود.
کلمات همقافیه با «زمچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر