معنی زملوق
8 بازدید
[ زُ ] (ع اِ) و آن غلاف تخمهای تره هاست در او می باشد تخم آن تره. ج، زمالیق. (شرح قاموس ص ۷۵۳). غلافی که تخم گیاه در آن است: تسویط؛ زملوق از شاخ گندنا برآوردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تسویط، سیاط و منتهی الارب شود.
کلمات همقافیه با «زملوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر