معنی زملة
7 بازدید
[ زِ لَ ] (ع اِ) خرمابنان دراز و درهم پیچیده و خرمابنان ریزهٔ انبوه و نهال خرما آنقدر که دست بدان نرسد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زُ لَ ] (ع اِ) گروه مردم و همراهان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَ مَ لَ ] (ع ص، اِ) بسیار. یقال: ترک زملة؛ یعنی گذاشت بسیار را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || (اِ) اهل خانه و عیال. (ناظم الاطباء). عیال. یقال: ترک زملة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر