معنی زملان
9 بازدید
[ زَ مَ ] (ع مص) زمل. لنگان راه رفتن از نشاط. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زمل شود.
کلمات همقافیه با «زملان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر