معنی زمزمه

معنی زمزمه

6 بازدید
[ زَ زَ مَ ] (ع اِ) بمعنی زمزم است که به آهستگی چیزی خواندن. (برهان). ترنمی باشد که به آهستگی کنند. (فرهنگ جهانگیری). خوانندگی و ترنم به آهستگی. (ناظم الاطباء). بمعنی نغمه و سرود مجاز است و بلفظ پست کردن و آسودن و سر کردن و زدن و گشادن مستعمل. (آنندراج). نغمه و ترنم باشد که به آهستگی سرایند. (غیاث). نغمه. سرود. (فرهنگ فارسی معین): یکایک بگفتند با او همه نماندند پوشیده یک زمزمه .فردوسی. بشنو و بو کن اگر گوشی و مغزیت هست زمزمهٔ لو کشف لخلخهٔ من عرف. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ۷۹۹). و به حس سمع از اصوات و زمزمهٔ حیوانات با خبر میشود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۷). سطح او سمک سماک می بسود و دیده بان او زمزمهٔ ملک می شنود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۵۵). زآن زمزمه ای شنید گوشم کآورد چو زمزمی بجوشم.نظامی. هر فاخته بر سر چناری در زمزمهٔ حدیث یاری.نظامی. خفتگان را خبر از زمزمهٔ مرغ سحر حیوان را خبر از عالم انسانی نیست.سعدی. پند حکیم بیش ازین در من اثر نمی کند کیست که برزند یکی زمزمهٔ قلندری. سعدی. مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود خادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود.سعدی. گفته که رمزیش نباشد ز بن لحن بود زمزمهٔ بی سخن.امیرخسرو. فکند زمزمهٔ عشق در حجاز و عراق نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز.حافظ. شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است دست طرب از دامن این زمزمه مگسل. حافظ. دی بر سر خوان کرم خواجه نشستم این زمزمه افسانهٔ زاغ است و جگربند. صبای کاشانی. امشب که مگر زمزمه بگشاد لبم اطفال ترانه توأمان زاد لبم. طالب آملی (از آنندراج). ماه چون با تو دم از خوبی رخسار زند مگر این زمزمه در پردهٔ پندار زند. میرصیدی طهرانی (ایضاً). فریاد شد ز خانهٔ همسایه ها بلند مطرب ز بس که زمزمه را پست می کند. محمدقلی سلیم (ایضاً). - زمزمه آوردن؛ زمزمه کردن : بگوی مطرب یاران بیار زمزمه ای بنال بلبل مستان که بس خوش آوازی. طایفهٔ سماع را مدعیند و متقی زمزمه ای بیار خوش تا بدوند ناخوشان. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۶۰۰). - زمزمه پرداز؛ زمزمه پیرای. زمزمه سنج. سرودگوی. (ناظم الاطباء). - زمزمه سنج؛ زمزمه ناک. از عالم سخن سنج و طربناک. (آنندراج): دور از تو بس که زمزمه سنج مصیبتم از موج گریه شد گل بحری غبار ما. شفیع اثر (از آنندراج). - زمزمه کردن ؛ آهسته و زیر لب چیزی گفتن یا سرودی را خواندن : مجلس گلزار دشت منبری از شاخ سرو بلبل کآن دید، کرد زمزمهٔ بیکران.خاقانی. با طایفهٔ جوانان صاحبدل همدم و همقدم بودم، وقتها زمزمه کردندی و بیتی چند محققانه گفتندی. (گلستان). توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد.سعدی. - زمزمه گویان؛ در حال زمزمه. سرودگویان. در حال ترنم و خوانندگی به آهستگی. - || فاختهٔ کوکوکنان. (از ناظم الاطباء). - || سرودگوینده. سراینده. مغنی. مطرب. آوازه خوان . (ناظم الاطباء). - زمزمه ناک؛ آنکه زمزمه می کند و سرود می گوید. (ناظم الاطباء). رجوع به زمزم و معنی بعد شود. || کلماتی که مغان در محل ستایش و مناجات به باری تعالی و پرستش آتش و چیزی خوردن بر زبان رانند. (برهان) (از فرهنگ جهانگیری) (از ناظم الاطباء). زمزمة. (آنندراج). دعای زردشتیان که آهسته خوانند (بهنگام طعام خوردن و غیره) و لب بدان نگشایند، بلکه آوازی از خیشوم وحلق برآرند. (فرهنگ فارسی معین). زمزم بمعنی آهسته آهسته است و در خیابان نوشته که زمزمه در اصل زمزم است و آن مرکب از دو زم است که بمعنی آهسته باشد و چون مغان دعاهای مذهب خود آهسته آهسته خوانند بدین معنی مجازاً مستعمل گردید. (غیاث): در حنجره شد چو مطربان بلبل در زمزمه شد چو موبدان قمری.منوچهری. رجوع به زم، زمزم و خرده اوستا ص ۸۴ و ۹۲ شود.
[ زَزَمَ ] (اِخ) نام کتابی است از مصنفات زردشت. (برهان). نام فصلی از کتاب زند. (ناظم الاطباء). نام کتابی است از مصنفات زردشت که آن را سیاه نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری). رجوع به زمزم و خرده اوستا ص ۸۳، ۸۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «زمزمه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید