معنی زمجی
7 بازدید
[ زِمِ جْ جا / زِمَ جْ جا ] (ع اِ) دم غزهٔ مرغ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بیخ دم پرنده. (از اقرب الموارد). رجوع به معنی بعد شود.[ زِ مِ جْ جی ] (ع اِ) در شرح نصاب بمعنی دنبه و در شرح دیگر بمعنی بیخ طائر نوشته و در منتخب محل روئیدن دم مرغ. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع بمادهٔ قبل و بعد شود.[ زِ ] (اِ) جای برآمدن دم پرندگان. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زمجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر