معنی زمارة
4 بازدید
[ زِ رَ ] (ع اِ) نای نوازی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). حرفهٔ زَمّار. (از اقرب الموارد).[ زَمْ ما رَ ] (ع اِ) نای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نئی که بدان نای نوازند. (از اقرب الموارد). || چوب که بر گردن سگ بندند تا از سوراخ در نتواند شدن به انگور خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ساجور. (از اقرب الموارد). و منهُ: اتی الحجاج بسعیدبن المسیب و فی عنقه زمارة. (اقرب الموارد). || (ص، اِ) زن زانیه یا زن زانیهٔ خوبروی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - کسب الزمارة؛ جاکشی و زن زناکار را به این طرف و آن طرف برای سود و فایده بردن. (ناظم الاطباء). حدیث: نهی عن کسب الزمارة. || عمود آهن میان دو حلقه گردن بند آهنی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زمارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر