معنی زمار
6 بازدید
[ زِ ] (ع مص) بانگ کردن شترمرغ. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) بانگ شترمرغ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَمْ ما ] (ع ص) نای نواز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نای زن. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). زمارة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به زمارة شود.
کلمات همقافیه با «زمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر