معنی زلیق
6 بازدید
[ زَ ] (ع ص، اِ) بچهٔ ناتمام افکنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سقطشده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زُلْ لَ ] (ع اِ) شفترنگ و آن نوعی از شفتالو است، تابان بی پشم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به فارسی شلیل گویند. (ناظم الاطباء). شفترنگ. شبته رنگ. شلیل. شلیر. تالانه. فرسک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زلیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر