معنی زلک
6 بازدید
[ زَ لَ ] (اِ) اخگر. زغال افروخته. آتش پاره. (از ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۳۴ شود.[ زَ لَ ] (اِ) بمعنی زلو باشد. (آنندراج). زالو. علق. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۳۵ شود.
کلمات همقافیه با «زلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر