معنی زلوف
7 بازدید
[ زَل ل ] (ع اِ) سر گوسفند. (از دزی ج ۱ ص ۵).[ زَ ] (ع ص) عقبة زلوف؛ راه کوه دور و دراز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به زلوج شود.
کلمات همقافیه با «زلوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر