معنی زلوغ
7 بازدید
[ زُ ] (ع مص) برآمدن آفتاب. || بلند گردیدن آتش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زلوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر