معنی زلوخ
5 بازدید
[ زَ ] (ع ص) بئر زلوخ؛ چاه که بر آن هر که رود پایش بلغزد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || ناقة زلوخ؛ ماده شتر تندرو. (از اقرب الموارد). رجوع به زلوج شود.
کلمات همقافیه با «زلوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر