معنی زلوج
7 بازدید
[ زَ ] (ع ص) تیر لغزنده از کمان. || سریع و شتاب. || قدح زلوج؛ کاسهٔ زود لغزان از دست. || عقبة زلوج؛ راه کوه دور و دراز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زلوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر