معنی زلم
5 بازدید
[ زَ ] (ع مص) خطا کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پر کردن آوند و حوض را. || کم کردن بخشش را. || بریدن بینی کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تنگاتنگ رفتن و نزدیک بهم گذاشتن گامها را. || خوب و راست تراشیدن تیر را. (ناظم الاطباء).[ زَ ] (ع ص، اِ) مانا و مشابه در حق و قد و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ زَ لَ ] (ع اِ) صنم. بت. (دزی ج ۱ ص ۶۰۰).[ زَ لَ ] (ع اِ) جانوری است مانند گربه. ج، ازلام. (منتهی الارب) (آنندراج). جانوری مانند گربهٔ اهلی و خردتر از آن. (ناظم الاطباء). || سم شکافته یا آنچه از پس ظلف است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جانور سم شکافته و یا آنچه پس از زلف است. (ناظم الاطباء). || تیر بی پر. (منتهی الارب) (آنندراج). تیر تام ناتراشیدهٔ پر و پیکان ننهاده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تیر قمار. ج، ازلام. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (دهار) (ترجمان القرآن): {/Bإِنَّمَا اَلْخَمْرُ وَ اَلْمَیْسِرُ وَ اَلْأَنْصََابُ وَ اَلْأَزْلاََمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ اَلشَّیْطََانِ . ۵-۱۶۵:۹۰/}(قرآن ۵/۹۰). || قوائم گاو دشتی یا عام است. (منتهی الارب) (آنندراج). || نباتی است که تخم و شکوفه ندارد و در رگهای بیخ آن که در زمین است دانه ای است پهنا شیرین باهی. یک نوع گیاهی بدون شکوفه و تخم. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد و حب الزلم شود.[ زُ لَ ] (ع اِ) سم شکافته یا آنچه از پس ظلف است. || جانوری است مانند گربه. (منتهی الارب) (آنندراج). واحد الوِبار. ج، از لام. (اقرب الموارد). || تیر قمار. (منتهی الارب) (آنندراج). || نباتی است که گل و دانه ندارد و در رگهای بیخ آن که در زیر زمین است، دانه ای است پهن و چرب و در نزد عامه به حب العزیز معروف است. (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر