معنی زلفیدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص) لغزیدن. خیزیدن. غلطیدن. روی یخ افتادن. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «زلفیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر