معنی زلزل نگاه کردن
8 بازدید
[ زُ زُ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) خیره خیره دیدن کسی را. خیرخیر نگاه کردن. بربر نگاه کردن. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زل زدن شود.
کلمات همقافیه با «زلزل نگاه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر