معنی زلخ
9 بازدید
[ زَ لَ ] ( ع مص) فربه گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فربه گردیدن شتر. (از اقرب الموارد).[ زَ ] (ع مص) خسته کردن کسی را به نیزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَ ] (ع ص، اِ) جای لغزیدن پای جهت تری و ملاست. || یک پرتاب تیر مسافت. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَ لِ / زَ لَ ] (ع ص، اِ) جای لغزیدن پای. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زَلخ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زلخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر