معنی زلحلحة
8 بازدید
[ زَ لَ لَ حَ ] (ع ص، اِ) نان تنک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کاسهٔ فراخ و نزدیک تک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کاسهٔ فراخ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زلحلحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر