معنی زقزق
8 بازدید
[ زِ زِ ] (ع اِ) نوعی از مورچه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به زقزاق شود.[ زُ زُ ] (اِ) زغزغ و احساس ناملایم در زخم و جای سوختگی. (ناظم الاطباء). با کردن و افتادن صرف شود: از بس آب سرد بود که دستهام به زق زق افتاد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ زِ زِ ] (اِ صوت) آواز زاری بریده بریدهٔ کودک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زقزق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زق» برای سرودن شعر