معنی زفیف
6 بازدید
[ زَ ] (ع مص) شتافتن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (ترجمان جرجانی، ترتیب عادل بن علی). زف. رجوع به زَفّ. و نشوء اللغة ص ۱۹ شود. || (ص) شترمرغ نر بسیارزف. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سریع. (اقرب الموارد). رجوع به همین کتاب شود.
کلمات همقافیه با «زفیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر