معنی زفانه
11 بازدید
[ زُ / زَ نَ / نِ ] (اِ) زبانه. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (جهانگیری). زبانه. زوانه. زبانهٔ آتش چوب و مانند آنها. (فرهنگ فارسی معین). شعله و زبانهٔ آتش. (ناظم الاطباء) (از برهان). || آلتی که در میان شاهین ترازو است. (فرهنگ فارسی معین). زبانهٔ شاهین ترازو و جز آن. (ناظم الاطباء). و آن چیزی است که در میان شاهین ترازو می باشد. (برهان). رجوع به زبانه شود.
کلمات همقافیه با «زفانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر