معنی زغو
4 بازدید
[ زَغْ وْ ] (ع مص) گریستن کودک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تقسیم کردن به عدالت . (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر