معنی زغنگیدن
7 بازدید
[ زَ غَ دَ ] (مص) فواق زدن. زروغ کردن. || آه کشیدن. ناله و زاری کردن. (ناظم الاطباء). آه کردن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زغنگیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر