معنی زعفرانالحدید
5 بازدید
[ زَ فَ نُلْ حَ ] (ع اِ مرکب) زنگ آهن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زنگار آهن. زنجار آهن. زنگ آهن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زعفران، مفردات ابن البیطار، اختیارات بدیعی، تحفهٔ حکیم مؤمن و الجماهر بیرونی ص ۲۵۱ و ۳۲۵ و ترجمهٔ ضریر انطاکی ص ۱۸۴ شود.
کلمات همقافیه با «زعفرانالحدید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر