معنی زعفرانآلوده
6 بازدید
[ زَ فَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) وضر. (منتهی الارب). طلائی رنگ. زردرنگ. آغشته به زعفران. زعفرانی : پدید آمد هلال از جانب کوه بسان زعفران آلوده محجن. منوچهری (دیوان چ ۲ دبیرسیاقی ص ۶۴).
کلمات همقافیه با «زعفرانآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر