معنی زعانف
9 بازدید
[ زَ نِ ] (ع اِ) جِ زعنفة. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زعنفة شود. || پرهای ماهی. || هر جماعت که از یک اصل نباشند. || آنچه از اسافل پیراهن که جنبان باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زعانف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر