معنی زعاف
7 بازدید
[ زُ ] (ع ص) سم زعاف؛ زهر کشنده. (منتهی الارب) (آنندراج). زهر زود کشنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): و موت زعاف؛ ای سریع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زعاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر