معنی زشت گفتن
7 بازدید
[ زِ گُ تَ ] (مص مرکب) تشنیع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اِعراب. (منتهی الارب). بدزبانی کردن. ناسزا گفتن. بدگوئی کردن : هر آنجا که آواز او آمدی از او زشت گفتی و طعنه زدی.دقیقی. و خطیبان را گفت، وی را زشت گفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۷). چون به مشکل های تأویلی بگیرم راهشان جز به سوی زشت گفتن ره ندانند ای رسول. ناصرخسرو. رجوع به زشت و دیگرترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زشت گفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر