معنی زر ماهی
7 بازدید
[ زَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از فلس ماهی. (آنندراج): شد از آتش زر ماهی، زر سرخ گهر افروخت همچون اخگر سرخ. محمدقلی سلیم (از آنندراج). چو غواص را دل بود بر گهر نیاید زر ماهیش در نظر.ملاطغرا (ایضاً).
کلمات همقافیه با «زر ماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر