معنی زر زدن
34 بازدید
[ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از صرف کردن زر. (آنندراج) (بهار عجم): زین اساسی نهی فراخ نه تنگ زرزنی در عمارت گل سنگ. امیرخسرو (از آنندراج). || در دو بیت زیر ظاهراً بمعنی زردرنگ شدن، به زردی زدن آمده است : روی و چشمی دارم اندر مهر او کاین گهر می ریزد آن زر می زند.سعدی. چشم و رویم میدهد از حلقهٔ گوشش خبر این یکی در می چکاند و آن دگر زر می زند. جمال الدین سلمان (از آنندراج). رجوع به زر شود.
کلمات همقافیه با «زر زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر