معنی زر خلاص
8 بازدید
[ زَ رِ / زَرْ رِ خَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زری که از بوته برآمده باشد. (آنندراج). بی بار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). یعنی زر خالص که از بوته بیرون آرندش... (شرفنامهٔ منیری). زر خالص. (غیاث اللغات): شاه فرمود تا به مجلس خاص بر محکها زنند زر خلاص. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۲۲۹). رجوع به خلاص شود.
کلمات همقافیه با «زر خلاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر