معنی زر خشک
6 بازدید
[ زَ رِ / زَرْ رِ خُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) طلای خالص بی غل و غش را گویند. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین). زر خالص و بی بار. (ناظم الاطباء). زر خالص. (فرهنگ رشیدی) (غیاث اللغات). در سراج نوشته که خشک بمعنی تنها آمده یعنی زری که در آن غش نباشد. (غیاث اللغات). کنایه از زر خالص. (انجمن آرا). زر خالص و مجرد. (شرفنامهٔ منیری): برون از طبقهای پر زر خشک به صندوق عنبر به خروار مشک. نظامی (اقبالنامه بنقل از شرفنامهٔ منیری). از شتر بارهای پر زر خشک و از گرانمایه های گوهر و مشک. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۶۱).
کلمات همقافیه با «زر خشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر