معنی زر تلی
6 بازدید
[ زَ رِ تِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) زر طلا را گویند. (برهان). زر تمام عیار. زر خالص. (آنندراج). زر پاک است و طلا معرب آن است. (انجمن آرا). زر خالص. (ناظم الاطباء). صحیح زر طلی و زر طلا است. (حاشیهٔ برهان چ معین): نرگس فیروزه تخت تاجی بر سر نهاد قبه ز زر تلی پرده ز سیم مذاب. اثیرالدین اخسیکتی (جهانگیری). وجود مرد دانا مثال زرتلی است که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند. سعدی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «زر تلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر