معنی زرینگاو
7 بازدید
[ زَرْ ری ] (اِ مرکب) صراحی و ظرفی از طلا که به صورت گاو سازند. (فرهنگ فارسی معین). صراحی از طلا که به صورت گاو سازند. (ناظم الاطباء): ساقی است آهوی سیمین و از آن زرین گاو خون خرگوش کند آبخور مارانم.خاقانی. رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زرینگاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر