معنی زرینقدح
5 بازدید
[ زَرْ ری قَ دَ ] (اِ مرکب) نرگس سپید و زرد. (ناظم الاطباء): کند روشن به نرگس چشم مستان نهد زرین قدح در صحن بستان. خواجوی کرمانی (گل و نوروز).
کلمات همقافیه با «زرینقدح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دح» برای سرودن شعر