معنی زرینتره
8 بازدید
[ زَرْ ری تَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) تره ای از زر. ترهٔ ساخته از طلا: پرویز بهر خوانی زرین تره گستردی کردی ز بساط زر، زرین تره را بستان پرویز کنون گم شد، زآن گم شده کمتر گو زرین تره کو برخوان رو کم ترکوا برخوان. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۶۴).
کلمات همقافیه با «زرینتره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر