معنی زرینترنج
9 بازدید
[ زَرْ ری تُ رَ ] (اِ مرکب) ترنجی که از طلا ساخته باشند. (از فرهنگ فارسی معین). || کنایه از خورشید عالم افروز است. (برهان) (آنندراج). آفتاب. (ناظم الاطباء). کنایه از آفتاب، خورشید. (فرهنگ فارسی معین): چون سیب نخلبند بریزد بسوگ او زرین ترنج فلکهٔ این نیلگون خیام.خاقانی. رجوع به زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زرینترنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر