معنی زرکشیده
6 بازدید
[ زَ کَ / کِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) زرکش. (آنندراج). پارچه ای که تارهای زر در آن بکار برده باشند. زرکش. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زرکش (معنی دوم) و زرکشید شود.
کلمات همقافیه با «زرکشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر