معنی زروار
7 بازدید
[ زَ ] (ص مرکب) مانند زر. زردرنگ. طلایی. (فرهنگ فارسی معین). (از: زر، ذهب + وار، پسوند مشابهت و لیاقت) مساوی زرمانند. مانند ذهب. همچون طلا. رجوع به زر شود.[ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان طال است که در بخش بانهٔ شهرستان سقز واقع است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «زروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر