معنی زرهباف
5 بازدید
[ زَ رِهْ / زِ رِهْ ] (نف مرکب) آنکه زره می سازد. (ناظم الاطباء). سازندهٔ زره. زره گر: زره باف گردون دوصد ماه و سال نگردید تا حلقه ساز هلال بنام سپهدار اقلیم شام نشد این زره بر کف او تمام. ملا طغرا (از آنندراج). رجوع به زره و زره گر شود.
کلمات همقافیه با «زرهباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر