معنی زرفان
6 بازدید
[ زَ ] (اِ) پیر فرتوت کهن سال بود. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مصحف زرمان. (حاشیهٔ برهان چ معین).[ زَ ] (اِخ) نام ابراهیم. (از برهان) (از آنندراج). نام ابراهیم خلیل. (ناظم الاطباء). براساسی نیست و رجوع به زربان و زروان شود.
کلمات همقافیه با «زرفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر