معنی زرغون
7 بازدید
[ زَ ] (اِ) زرگون. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زرغونی و زرگون شود.[ زَ ] (اِخ) موضعی بماوراءالنهر. ظاهراً قریه ای از اعمال نخشب. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): دی جانب زرغون به یکی راه گذر بر افتاد دو چشمم به یکی طرفه پسر بر. سوزنی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زرغون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر