معنی زرغنج
7 بازدید
[ زَ غُ ] (اِ) گیاهی است بغایت بدبوی و از چین آورند و آنرا حلبهٔ چینی گویند. برگش به برگ سداب ماند و طبیعتش سرد است و خاصیت وی آن است که دفع خشکی بوی مشک کند. (برهان) (از جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). گیاهی بغایت بدبوی و از چین آورند. (ناظم الاطباء). زرگنج. (فرهنگ رشیدی) (فرهنگ فارسی معین): ای تو تبتی مشک و حسودت زرغنج با بور تو رخش پوردستان خرمنج بادا رخ حاسدت ترنجیده ز درد سر بر طبقی نهاده پیشت چو ترنج.سوزنی. رجوع به زرگنج شود.
کلمات همقافیه با «زرغنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر