معنی زرد برگ
7 بازدید
[ زَ بَ ] (اِ مرکب) برگ زرد. برگ خزان زده : پراندیشه شد جان کسری ز مرگ شدش لعل رخسار، چون زرد برگ. فردوسی. رجوع به زرد شود.
کلمات همقافیه با «زرد برگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر