معنی زردگوشی
8 بازدید
[ زَ ] (حامص مرکب) بی غیرتی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). عمل زردگوش : همی خواهد که سازد بوالهوس از سرخ رویانت سیه رو باد هر کو کرد آخر زردگوشی را. ظهوری (از آنندراج). رجوع به زردگوش شود.
کلمات همقافیه با «زردگوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر