معنی زردشت بزرگ

معنی زردشت بزرگ

6 بازدید
[ زَ دُ تِ بُ زُ ] (اِخ) زروان بزرگ. زرهون. این سه نام از نامهای حضرت ابراهیم... باشد و این اسامی پهلوی است. (جهانگیری). به زبان پهلوی نام حضرت ابراهیم علیه السلام و بعضی گویند به زبان سریانی . (برهان). در فرهنگ و برهان آمده زردشت بمعنی آفریدهٔ اول، نفس کل، نفس ناطقه، عقل فلک عطارد، نور مجرد، عقل فعال، رب النوع انسان، راستگوئی و نور یزدان آمده و گفته اند این هر سه نیز نام حضرت ابراهیم علیه السلام است، چنانکه در آن سه نام گذشت و در محاضرات از تفسیر ثعلبی گوید انبیاء هشت هزار بوده اند چهارهزار از بنی اسرائیل و همه از نسل خلیل الرحمن علیه السلام و هشت تن از آنها از اولاد آدم علیه السلام بوده اند و آن شیث، و ادریس، نوح، هود، صالح، لوط، یونس و اسحاق و بعضی ده تن دانسته اند و بعضی پیغمبران را صدهزار گفته اند و یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر. معلوم است که در هر وقتی در هر آئینی بوده اند چه بیش از بیست وپنج تن از پیغمبران زیاده در قرآن مجید نیامده است و گفته است جوالیقی که اسماء انبیاء همه عجمی است الا چهار کس آدم، شیث، صالح، محمدصلی اللََّه علیه وآله وسلم و زردشت ثانی بزعم فردوسی به نه پشت بزردشت بزرگ میرسد که گفته : نهم پشت زردشت پیشین بدوی براهیم پیغمبر راست گوی. و نام او نیز براهام بوده، چنانکه مرقوم خواهد شد و بعضی گفته اند که مقصود فردوسی از زردشت پیشین مه آباد است که نسب زردشت ثانی به نه واسطه به او میرسیده است. واللََّه اعلم. در هر حال نام اصلی زرتشت سپنتمان بوده و نام مادرش دغدویه نوشته و پارسیان گویند دودوی است که بمعنی بی بی و جده که آن را به پارسی مادر بزرگ گویند یعنی مادر مادر. (انجمن آرا) (آنندراج). بمناسبت تعدد نام زرتشت در ایران باستان زردشت و خشور ایران باستان را «زرتشت بزرگ» نامیده اند؛ از جملهٔ کسان دیگر که این نام را داشتند زرتشت پسر آذربادمهرسپندان است که در عصر ساسانی موبدان موبد بود، اما تطبیق زرتشت با ابراهیم بر اثر تخلیطی است که در روایات ایجاد شده. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به مزدیسنا ص ۹۰ ، ۹۱، ۱۱۳، ۱۱۴ و زرتشت و زردشت شود.

کلمات هم‌قافیه با «زردشت بزرگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید