معنی زرخرید
6 بازدید
[ زَ خَ ] (ن مف مرکب) غلام و کنیزک که خریده شده باشد. (آنندراج). هر چیز که شخص خریده باشد مانند غلام و داده. (ناظم الاطباء). درم خرید. درم خریده. مملوک. عبد. بنده. غلام زرخرید. بندهٔ زرخرید. کنیز زرخرید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زرخرید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر