معنی زرخر
8 بازدید
[ زَ خَ ] (ن مف مرکب) بزرخریده. زرخرید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بنام شمسی باقی کنم مقالت خود چنانکه عقل پسندد بنظم و حکمت و پند کدام شمس بود، شمس زرگر آنکه بود غلام زرخر او شمس آسمان بلند. سوزنی (یادداشت ایضاً). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زرخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر